d5f275de-6593-4b9a-a58b-934ba91c9dad برخوردها در زمانه برخورد

  • برخوردها در زمانه برخورد
abstract

گزیده‌ای از کتاب برخوردها در زمانه برخورد نوشته‌ی ابراهیم گلستان 

یک آرزوی عام پیدا شد، و چرخ چشم‌داشت‌های مردم پراکنده افتاد روی راه واحد و گردید و رفت تا حد جنبش جادوئی ندیده و نشنیده‌یی که از هر دید یا به هر تعبیر، در هرحال در ظاهر، به یک جهت می‌رفت که این به یک جهت‌رفتن، هرچند در ظاهر، خود سِحر خود را داشت. در پیشِ دشمنِ دشوار یک‌جور وحدت ساده به دست آمد. یک کشور با ده‌ها لهجه و زبان و عادت و اقلیم و رسم در برابر یک سد بیگانه خود را یگانه و بر بسته دید، هم وحدت هم حرمت به خویش پیدا کرد. نفت، مانند شاهنامه، شد یک نوع نقطه‌ی مراجعه در این یکی‌بودن، با این تفاوت که این از حماسه‌ی افسانه حاضرتر، واقع‌تر، و در نتیجه برای زمان و روز کارآتر-حماسه‌یی در حال اتفاق افتادن. آبادان شد کانون آرزوی ساده و عجول یک ملت، و صحن ترس به غافل گرفته و باورندار یک امپراتوری که از ناباوری هنوز پر تکبر بود یا از تکبر هنوز ناباور...

واژگان کلیدی

دیدگاه خود را بنویسید