549d1b30-5227-4668-9cc0-427f89406ab9 من از تبار شاهان نیک‏‌آیین و دادپیشه‌‏ام

  • من از تبار شاهان نیک‏‌آیین و دادپیشه‌‏ام
  • 56175.jpg
abstract

عصر چهارشنبه سوم اسفندماه، انجمن فرهنگی افراز، با یاری خانه‌ی اندیشمندان علوم انسانی و در تالار فردوسی آن خانه، همایش اسفندگان (بزرگداشت زن و زمین در فرهنگ ایرانی) را برگزار کرد. در همایش اسفندگان، بانو آذر افشاری به نمایندگی از انجمن شاهنامه‌خوانی گنزک‌نامه، متنی را خواند که تقدیم می‌شود.

حمیدرضا افشاری، دبیر انجمن افراز، گزارشی از فعالیت‌های انجمن و ملی شدن مجوز فعالیت آن و امکان گرفتن نمایندگی در استان‌ها داد و در پی آن، آذر افشاری به نمایندگی از انجمن شاهنامه‌خوانی گَنزک‌نامه، که در شهرستان تخت‌سلیمان (تکاب) فعال است و به تازگی نمایندگی انجمن افراز در استان آذربایجان غربی را بر عهده گرفته، متنی در معرفی تاریخ و فرهنگ شهر کهن شیز یا گنزک خواند. گفتنی است، انجمن شاهنامه‌خوانی "گنزک‌نامه" اوایل اردیبهشت ۱۴۰۰ انجمن تاسیس شد و تاکنون فعالیت‌های چندی در حوزه‌ی شاهنامه‌خوانی (بزرگسالان و کودکان) و کتاب‌خوانی (در حوزه‌ی شناخت اسطوره‌ها و تاریخ ایران‌زمین) و نیز فعالیت‌های محیط‌زیستی داشته است.



 

مرا عهدی‏است با شادی / که شادی آنِ من باشد

مرا قولی‏است با جانان / که جانان جانِ من باشد.

 

به نام حضرت دوست که هر آنچه می‏رود ارادت اوست.

 

درود و ادای احترام حضور حاضران فرهیخته و شادباش این روز خجسته که شیرین‏ترین بهانه‏ی دیدار ما با شما نازنینان گشت.

 

این‌جانب آذر افشاری به نمایندگی از انجمن شاهنامه‏خوانی گنزک تکاب به مدیریت سرکار خانم میترا قرنی، مفتخرم ضمن قدردانی و سپاس از حاضران، و ویژه‌تر اساتید نازنین که کلام و گفتار گران‏سنگشان هم‌چون رودی در جان تشنه‏ی ما جاری شد، و هم‌چنین سپاس از آقایان، برادران محترم افشاری که دقایقی از آن مجلس پربار را کرامت کرده به ما بخشیده‏اند.

 

من از دیار زردشتم، خورشیدی که نه از شرق، بلکه از جان مغرب‌زمین بر آسمان گیتی تابید؛

من از تبار شاهان نیک‏آیین و دادپیشه‏ام و تبارنامه‏ام توقیعِ تأیید تاج‌وَرانی است که بر فراز سربلندترین کوه‏های سرزمینم، هم‌صحبتِ آفتاب روشنند؛

آن آزاده سروهای راست‌قامت که سایه‏ی نور و سرورشان، روز تا روز، از همیشه تا هنوز بر سر مردمان باقی‏ است؛

و نام و یاد نیکشان بر گستره‏ی کشتزارهای سرسبز دیرینه‌شهر شیز، این دشت فراخ که دریاچه‏ی ایزدبانوی آب را به امانت در آغوش فشرده ‏است، و حتی بر کلبه‏های کاه‏گلین و دیوارهای فروریخته‏ی آن عمارت آسمان عماری همیشه هست؛

من به روایت آن شاعر شکوه و حماسه، فاتح قلعه‏های فخر تاریخ بودم و شاهد شهرهای شوکت قرن؛

من مسافر آن شهر غریب شکوه و سکوتم که رهاورد سفرم ندای غریبانه‏ی اوست که از کوچه پس‌کوچه‏های متروک تاریخ به گوشم می‏رسد که حتی سنگ‏ها و کوه‏های خسته‏اش را تاب آن پژواک نبود؛

من از سرمستی نوشانوش چشمه‏های جوشان و گنج‏های ناب آذرگشسب می‏آیم، اگر چه آتشکده‏اش خاموش اما در دل من به روشنی می‏فروزد‌؛

من از میعادگاه آن شیخ بزرگ اشراق می‏آیم که از غار تا قاف بند از حصار جان و بال و پر روح برمی‏گسلد و عقل سرخش هم‌چون شکوفه‏ها و غنچه‏های بهاری در دشت آگاهیم گسترده است؛

من از دیار آتورپاتکان‏ام که یادگار سواران و گندآورانی‏است چون آتورپات که نامش بر فراز نامم می‌درخشد؛

من از تاریک روشن آن دهلیزهای طولانی تاریخم که گوش هوش به کنج تالارهای گوشواره‏ای‏اش سپرده‏ام و هم از تاریخشان نیوشیده‏ام و هم از اندرزهای جاوید چون مینوی خرد جام تا جام نوشیده‏ام؛

من از آن دیار دیرینه‏ام که سینه‏ی صخره‏های سکوتش زخمی به جفای کندوکاو این قرن سیمانی است، اما روایت‌گری امانت‌دار و راستگو از شهنشاهنامه‏ها از کیومرث این بنیادین نهاد آدمی تا کیخسرو تا سهراب‏ها، تا سیاوش و تا همه‏ی تاجوران مهتاب‏نشان؛

من امروز رسول روایت این تاریخ اخترنشانم که در کالبد گوهرین شاهنامه از زبان آن اصیل دهقانزاد و حکیم هوشیار چنین بی‏گزندِ باد و باران قامت افراشته است؛

اگر چه وصف این کتاب عزیز هم‌چون شهد و عسل گوارای کام جانم می‏شود اما می‏دانم که در حضرت عاشقان و سخن‏شناسان و نازک‏اندیشان زیره به کرمان بردن است و اطاله‏ی گفتار؛

آن‌گاه که حکیم دانا را با هر نسلی سخنی نو و گفتاری تازه است، من نیز از مسافتی دور به اشتیاق دیدار و هم‌صحبتی شما خردمندان آمده‏ام تا منادی شوق و عطش فرزندان و جوانان شهرم باشم که دست در دست یاری بزرگان نهم و خورشید اندیشه‏شان را بر فراز آسمانِ شهرم برفروزانم.

 

باشد که شما نازنینان نسل جوان را در رسیدن به آرمانی‏ترین اهداف و شناساندن این تاریخِ جواهرنشان و این کلام خورشیدآستان یاری کنید و دریابید.

 

می‏ستاییم این زمین را، می‏ستاییم آن آسمان را، می‏ستاییم روان‏های مردان پیرو راستی را، می‏ستاییم روان‏های زنان پیرو راستی را در هر سرزمینی که زاده شده باشند، مردان و زنانی که برای پیروزی آیین راستی کوشیده‏اند، می‏کوشند و خواهند کوشید.

 

با احترام شادی‏تان پایدار و دل‏هاتان استوار!

 

واژگان کلیدی

دیدگاه خود را بنویسید