شب یلدا را شب چله هم میگویند؛ از آن رو که نیاکانِ ما چهل روز نخستِ زمستان را «چله بزرگ» و بیست روز پس از آن را «چله کوچک» نامیدهاند. این جشن کهن به باورهای مردمان ایرانزمین برمیگردد که دیرزمانی بعد به روم نیز، با نام «خورشید شکستناپذیر» (سول اینویکتوس)، راه یافت و سرانجام با یکی شدنش با زادروز عیسیمسیح در مغربزمین ماندگار شد، هر چند به خاطر نگرفتن سالهای کبیسه تفاوتهایی را با زمان اصلیاش پیدا کرد؛ زمانی که ستارهشماری و محاسبهی دقیقِ نجومی آن نشانهی دانشِ بالای دانشمندانِ بزرگ ایرانزمین بوده است. در این شب همهی کسان خانوادهی بزرگ (خویشاوندان) در منزلِ بزرگترِ خویش گردِ هم میآیند و تا پاسی از شب، که گویا در گذشتهها تا صبح به درازا میکشید، به گفتوگو مینشینند. شاید این به آن معناست که: ای خورشید! در این کارزار سخت نبرد با تاریکی تنهایت نگذارده و در انتظار زایش توییم! آیین شب یلدا یا شب چله، با انداختنِ سفرهی مِیزَد ــ خوردن آجیل و خشکبار این دیارِ پهناور، یا به اصطلاح زرتشتیان لُرک، در کنارِ شیرینی و میوههایی سرخرنگ همچون هندوانه و انار، که رنگی میانهی تاریکی و روشنایی در برآمدن و فرو رفتنِ خورشید را مینمایانند ــ همراه است. شاهنامهخوانی و فال گرفتن از دیوان حافظ هم در این شبِ طولانی مرسوم است و گویا این سنتِ ارجمند، که در جهان یگانه است، جانشینِ آیندهگوییهایی در سبکهای کهن شده است که برای گذراندنِ این شبِ دراز به کار گرفته میشدند.
طرح یلدا از شكيلا كريمی