گزارش سفر یاران افراز به نایین به مناسبت جشن سده - بخش نخست

امسال قرار بر این شد که جشن زیبای سده رو در روستاهای زیبای حومه نایین برگزار کنیم تا ضمن گرامیداشت این جشن زیبا ، با یک تیر چند نشان دیگر هم بزنیم و همراه با برپایی جشن سده ، از مکان های دینی و تاریخی این منطقه از کشورمون هم بازدیدی داشته باشیم و البته سفر خوب و پرخاطره دیگری رو هم همراه با دوستان میهن دوست خودمون تجربه کنیم. سفر ما سر ساعت هفت و سی دقیقه صبح آدینه از میدان ونک آغاز شد و به همراه دوستانی با چهره هایی اکثرا آشنا ، و قیافه های خواب آلود سفر خودمون به سمت نایین رو آغاز کردیم . سر راه هم یکی دو نفر دیگه از همسفران این سفر دوروزه رو سوار کردیم و به راه افتادیم . کمی از مسیر نگذشته بود که چهره های دوستان ، یکایک خواب آلودگی رو فراموش کردند و به خصوص بعد از صبحانه و پذیرایی سرپایی شامل چای و کیک ، مشغول گفت و خنده و بازی و شوخی شدیم. بساط بازی هم طبق معمول با حضور ارشیای عزیز گرم بود و از پانتومیم با اشعار گرفته تا شعرخوانی و گل یا پوچ های گروهی و بازی مافیا مارو غرق خودش کرد . طوری که براستی نفهمیدیم کی وقت ناهار شده و مهم تر از اون کی این همه مسیر رو از تهران به سمت نایین رو طی کردیم و به چند کیلومتری نایین رسیدیم ! برای ناهار در یک رستوران و ایستگاه مسافرتی سیاحتی در چند کیلومتری نایین به خانم ها سجادی که دو خواهر بزرگوار و از همراهان و همیاران همیشگی انجمن افراز هستند و در این سفر هم حکم میزبان و البته برنامه ریز سفر رو داشتند ( و البته به حق هم در بخش میزبانی و هم برنامه ریزی مراحل سفر کوتاهمون بسیار خوب عمل کردند و زحمت بسیاری هم کشیدند ) ، پیوستیم و به همراه همه دوستان ناهار بسیار خوبی در این رستوران صرف کردیم. پس از ناهار و کمی بیرون کردن خستگی راه از تن ، همگی به سمت اولین بخش های بازدیدمون از این سفر پربار رفتیم و با ملاقات با جناب رسول زمانی نایینی و همسر گرامیشون که حکم راهنمای مارو داشتن به سمت مسجد جامع نایین حرکت کردیم. مسجد جامع نایین ویژگی های خاصی داشت که اون رو از اکثر مساجد جامع سوا می کرد. به همین مناسبت ترجیح دادم در گزارش این سفر از این محل با جزییات بیشتری یاد کنم . از جمله این ویژگی های خاص این بود که این مسجد جزو معدود مساجدی بود که طی قرن نخست ورود اسلام به ایران ساخته شده بود اون هم روی ساختمان و بنیانی از دوران ساسانی که عنوان شده آتشکده بوده اما از نوع ساختمان و البته نزدیکی اون به ارگ ساسانی که در فاصله کمی از اون قرار داره میشد تصور کرد که ساختمان اولیه در دوره ساسانی یک کوشک افسری یا ساختمان اداری بوده تا اتشکده . همچنین مسجد جامع نایین از معدود مساجدی هست که مطابق مساجد سنی یک مناره داره و البته تنها مسجدیه که اون تک مناره اش هم به رسم برجهای ایرانی سطح مقطع هشت ضلعی داره و نه دایره ای. گچ بری ها و زوایای معماری داخل حیاط مسجد هم به طور کامل از طرح ها و گچ بری ها دوره ساسانی و هنر ایرانی نسخه برداری شده بود . و البته سرداب مسجد که حکم وضوخانه رو داشته هم بسیار جالب توجه بود جایی که در گذشته با آب کاریز و قنات مرکزی نایین آب میگرفته و از همین سرداب هم به عنوان سیستم تهویه مطبوع سایر جاهای ساختمان استفاده میشده . اما نکته بسیار بسیار جالب و منحصر به فردی که در زیرزمین این مسجد چشم مارو به خودش خیره کرد ، یک سالن زیرزمینی به ظاهر بی استفاده و سه بخشی با اتاقک های کناری و طاقچه های خاص قرارگیری آتشدان و لوازم با سقف گنبدی شکل بود که باشباهت بسیار حیرت آوری مارو به شدت به یاد مهراب های میترایی پیش از دوره ساسانی و اکثرا مربوط به دوره اشکانی انداخت که کمتر نمونه ای با این شکل کامل و سالم در ایران از اون یافت شده. سالن هایی مربوط به مناسک پنهانی و خاص آیین دیرپا و اسرارآمیز مهری میترایی و در واقع نمونه ای بی همتا از غارهای دست سازی که محل هزاران افسانه و داستان در تاریخ آیین های زمینی یا آسمانی بشری بوده و هست . جالبه که تنها نمونه های مشابه چنین سالن مهرابی رو میشه در کندوکاو های باستان شناسان اروپایی و در سرزمین های مربوط امپراتوری روم و اون هم در زمان پیش از مسیحیت و دوران میترایی روم باستان ( قرون پیش از قرن سوم میلادی ) و در یافته های کشورهای ایتالیا ، انگلیس ، آلمان ، فرانسه و اسپانیا مشاهده کرد و صد البته با شکلی در هم ریخته تر و ابعادی به مراتب کوچک تر. این شک ما با پرس و جو از یک استاد تاریخ شناس محلی که تایید کردند بنیان این ساختمان مسجد جامع به پیش از دوره ساسانی هم برمیگرده بیش از پیش تایید شده و نگارنده به همراه دوست گرامی جناب حمیدرضا افشاری برنامه ای در جهت بررسی دقیق تر این موضوع و مقایسه این ساختمان زیرزمینی با نمونه های مشابه تاریخی اش در سرزمین های دور و نزدیک در فکر داریم که در صورت تایید شدن این یافته میتونه تاثیر زیادی در اثبات دوباره ایرانی بودن این آیین باستانی بی همتا و البته پرده برداری از قسمتی از رازها و رمزهای اون ، آنهم در سرزمین مادری خودش و نه توسط دانشمندان و آیین شناسان غربی داشته باشه. پس از بازدید از مسجد جامع نایین ( که بنابر این ویژگی منحصر به فرد و استثنایی اش با جزییات بهش اشاره کردیم ) به دیدن قلعه باستانی نزدیک به مسجد که مربوط به دوران ساسانی هست رفتیم و مطابق معمول افسوس خوردیم که چرا چنین جاهای باستانی پربهایی که در هرجای دنیا دارای شناسنامه و تورهای گردشگری و محافظت های گوناگون امنیتی و باستان شناسی هستند ، باید در میهن ما بدون هیچ راهنما و نگهبانی و در بافت جدید شهری به حال خودش رها بشه تا به مرور زمان و بسیار سریع تر از قرنهای پیش ، رو به نابودی بره و بدتر از اون در هیچ جایی ثبت نشه و از توانایی و پتانسیل عظیمی که در جهت توریستم داخلی یا خارجی گردشگری و باستان شناسی داریم باید انقدر بی بهره و بی برنامه بمونیم. پس از آن هم به همراه دوستان از سرای زیبای پیرنیا دیدن کردیم که تلفیقی از موزه امروزی در کنار خانه ای قدیمی و بسیار زیبا با صحن و شبستانی دیدنی و با صفا بود که به راستی روح را صیقل میداد. و اما با نزدیک شدن به غروب خورشید رسیدیم به بهانه اصلی این سفر یعنی مراسم زیبای سده ، جشنی عزیز و بزرگ که بن مایه و بهانه اصلی این مسافرت جالب بود . جشن سده رو به همراه دوستان پس از بازدید از این دو مکان و چند جای دیدنی دیگر در نزدیکی روستایی به نام عمادیه برگزار کردیم . جایی که توسط دوستان تلی نسبتا بزرگ از هیزم های خشک و آماده سوختن جمع آوری شده بود . در ابتدای برنامه ، من یعنی نگارنده همین گزارش ( امیر ورجاوند) با اجازه دوستان دانای همراه ، چند دقیقه ای درباره ریشه های نام نهادن جشن سده و افسانه ها و اسطوره های مربوط به این جشن ملی و مردمی زیبای باستانی برای دوستان و همسفران عزیز صحبت کردم تا با یادآوری از نیاکانی فره دار و فره بخش همچون فریدون و هوشنگ و مازیار و مرداویج و .... ذهن و روح همه دوستان آماده این جشن فرخنده شد . سده جشن ملوک نامدارست زآفریدون و از جم یادگارست سپس درست در هنگام غروب آفتاب ، مشعل آورنده آتش گرانبهای سده توسط دو تن از دوستان و بزرگان انجمن به همراه دست زدن ها و پاکوبی دوستان دیگر و همراه با ترنم دف به سمت تل هیزم آورده شد و توسط دوست بزرگوارمون ارشیای عزیز در چهار سوی هیزم ، آتش زیبای سده افروخته شد. روشنایی خیره کننده آتش سده و گرمای دل انگیز شعله های افروخته ، در دل تاریکی و سکوت و البته در زیر آسمان پرستاره ی کویر ایران به راستی که دل و تن و روحمان را گرم کرده بود . این زمان دوستان و همسفران همچون همیشه همراه با خواندن سرود ارجمند ای ایران و دیگر سرودهای ملی و میهنی آتش سده و جشن پرشکوه و مردمی و دیرباز سده رو گرامی داشتند و پس از اون با خواندن ترانه های گوناگون و شوخی و خنده های دوستان و مهرورزانه ، اندکی خستگی راه این سفر دور و دراز رو از تن و روحمان دور کردیم . در پایان هم با خواندن چند قطعه شعر ملی یا احساسی شب خاطره انگیزمان در کنار اتش افراشته روشن تر و گرم تر از پیش شد . پاسی از شب گذشته بود که به سختی دل از آتش رو به خاموشی سده کندیم و به سمت اقامتگاه جالب توجه و خاصمون در روستای یزدآباد رهسپار شدیم.... ادامه گزارش در بخش دوم پیشکش خواهد شد امیر ورجاوند نایین سفر نایین سفر نایین سفر نایین سفر نایین سفر نایین سفر نایین سفر نایین سفر نایین سفر نایین سفر نایین سفر نایین سفر نایین سفر نایین سفر نایین سفر نایین سفر نایین سفر نایین سفر نایین  

دیدگاه‌ خود را بیان کنید