خبرنگار امرداد- بهنام مرادیان: امیر حسین ماحوزی، در در جشن اسپندگان که به دست انجمن افراز، در دانشگاه علم و فرهنگ برگزار شده بود، درباره بازپروری جشن­های ایرانی در راستای هویت بخشی ایرانی سخن گفت. ماحوزی در آغاز گفت: هویت ایرانی، می­تواند به پشتوانه نیرومندی چون آیین­ها و استوره­های باستانی تکیه کند.


ماحوزی در ادامه به تحلیل جایگاه استوره­ای نوروز و جشن­های پایان سال پرداخت و گفت: نوروز با استوره­هایی چون کیومرث، جمشید، سیاوش و کیخسرو همراه است.
کیومرث و گاو استوره­های آفرینش نخستین هستند و نمادی از یک جهان آرمانی و یک پادشاه مقتدرند. آن دو مورد یورش اهریمن قرار می­گیرند و کشته می­شوند. از مرگ کیومرث، ریواسی می­روید که دو شاخه برابر و یکسان دارند که مشی و مشیانه از آن دو پدید می­ایند و این استوره، برابری زن و مرد را در فرهنگ ایرانی نشان می­دهد.

دیگر استوره نوروز، جمشید است. او که نامش به معنای دوقلو است، از میان پادشاهی و پیامبری، پادشاهی را برگزید به شرطی که مرگ و پیری نباشد. او جهان را از بسیاری شمارگان مردم گسترش داد و تقسیم کار اجتماعی را پدید آورد. او سپس به جهان تاریکی است تا با اهریمنان بجنگد تا پیمان را که آنان دزیده­اند بازستاند. آن پیمان به صورت یک پیمانه نشان داده می­شود، همان هویت ماست که بعدها از آن به نام جام جم یاد می­شود. حافظ نیز می­گوید :سال­ها دل طلب جام جم از ما می­کرد/ آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می­کرد. اما دچار غرور شد و غرور دروغی بزرگ است. او ادعا کرد که خداوند است و به دست آژی­دهاک به دو نیم شد.
دیگر شخصیت نوروز، سیاوش است که «حاجی فیروز» نمادی از اوست. سیاهی چهره او همان کعنای نام اوست و لباس سرخ او نماد خون و کشته شدنش. سیاوش به معنای مرد سیاه است و یک خدای گیاهی در تاریخ باستان به شمار می­رود. هنگامی نیز شهادت سیاوش و روییدن گیاه سیاوشان را می­بینیم که گفته شده در نوروز بوده است، باز هم روند مرگ و زایش­های استوره­ای را شاهد هستیم و این نماد پویایی و حرکت جهان است.


دکتر زاگرس زند نیز درباره جشن اسپندگان سخن گفت و توضیح داد که چرا گاهشماری زرتشتی، کمی با گاهشمار جلالی ناهماهنگ است. وی سپس به جایگاه بانوان در فرهنگ زرتشتی و ایرانی پرداخت و گفت: در زمان پیامبری اشوزرتشت، روایت­های دینی می­گویند که فره اهورایی از راه «دغدو» مادر اشوزرتشت به او منتقل شد. همچنین در گاتها ما می­بینیم که اشوزرتشت با دختر خود «پورچیستا» به همپرسگی درباره زناشویی او می­پردازد و همچنین در جای جای اوستا و گاتها، بانوان به عنوان نماینده همه انسان­ها خطاب قرار گرفته ­اند.

سهراب فتحعلی زاده نوازنده دف و …

رقص کردی گروهی از شهر سقز

نمایش آرش از فرزین طاهری

فرتورها از خسرو پرخیده است.

بیانیه‌ی جشنواره‌‌ی جشن‌های ایرانی (اسفندگان ۸۹)

می‌ستاییم این زمین را، می‌ستاییم آن آسمان را

می‌ستاییم روان‌های جانوران سودمند را

می‌ستاییم روان‌های مردان پیرو راستی را

می‌ستاییم روان‌های زنان پیرو راستی را

در هر سرزمینی که زاده شده باشند

مردان و زنانی که برای پیروزی آیین راستی کوشیده‌اند

می‌کوشند و خواهند کوشید.

اوستا، فروردین‌یشت، بند ۱۵۳ و ۱۵۴

۱٫ جشنواره جشن‌های ایرانی (ویژه‌ی اسفندگان) در تاریخ چهارم اسفندماه سال یکهزار و سیصد و هشتاد و نه خورشیدی در دانشگاه علم و فرهنگ به پایان رسید. انجمن فرهنگی ایران‌زمین (افراز) در مقامِ برگزارکننده‌ی این جشنواره مراتب سپاسگزاری خود را از مدیریت دانشگاه و دبیران و هم‌وندان کانون‌های دانشجویی فرهنگی آن دانشگاه و کانون ایران‌زمین، از برای همکاری‌های‌شان در برگزاری این همایش، اعلام می‌دارد.

۲٫ افراز و جمعی دیگر از انجمن‌هایی که برای پاسداری از فرهنگ این سرزمین تلاش می‌کنند هم‌چون همیشه خواستار رسیدگی به وضعیت ثبت ملی پرونده‌ی شادروزهای ایرانی در زمره‌ی آثار میراث معنوی هستند؛ شادروزهایی چون تیرگان، مهرگان، سده، اسفندگان و … که هر کدام نمادی از توجه به جنبه‌های نیک زندگی و قدرشناسی آفریده‌ها و لطف‌های پروردگار و نشانی از نیک زیستن و ارزش شادی نزد ایرانیان دارد؛ شادروزهایی که در کنار آئین‌ها و عیدهای دینی ما ایرانیان، روی دیگر سکه‌ی بزرگی و عظمت میراث معنوی ملتی را می‌سازند که همواره تاریخ‌ساز بوده است.

پس از برگزاری جشن‌های اسفندگان ۱۳۸۲، تیرگان ۱۳۸۳، خردادگان ۱۳۸۴، تیرگان و نوروز  ۱۳۸۵ و صدور بیانیه‌های نوروز ۱۳۸۶،  تیرگان و  نوروز ۱۳۸۷،  مهرگان و نوروز ۱۳۸۸، بار دیگر در اسفندگان ۱۳۸۹ از مسؤولان محترم میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خواستار ثبت ملی این شادروزها هستیم و گوشزد می‌کنیم که هر یک روز کوتاهی ما در گسترش فرهنگ برگزاری جشن‌ها، در واقع، گستراندن فرصت برای حضور هر چه وسیع‌تر جشن‌ها و مناسبت‌های ساخته‌شده به دست دیگرانی است که اگر دلایل سیاسی پشتِ آنها هم در نظر گرفته نشود دست‌کم با فرهنگ ما بیگانه‌اند و با درون‌مایه‌های سستی که دارند شایسته‌ی ملت بزرگ ایران، با چنین فرهنگی غنی و ریشه‌دار، نیستند؛ آن هم در حالی که تمامی جشن‌های باستانی ایران در دل خود معنایی عمیق را نهفته دارند.

۳٫ ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه که در سال ۳۹۱ هجری نوشته است، آن‌جا که درباره‌ی جشن‌های ایرانی سخن می‌گوید، از جشنی نام می‌برد که در روز اسفند (اسفندارمذ) در ماه اسفند، پنجم اسفندماه باستانی برابر با ۲۹ بهمن امروزین، برگزار می‌شد. در آن روز زنان از آزادی کاملی برخوردار بودند و به‌ویژه دختران «دم بخت» به همسرگزینی تشویق می‌شدند و از این‌رو گاهی این جشن را «مردگیران» می‌نامیدند.

از سویی دیگر، سپندارمذ لقب زمین و به معنی گستراننده، مقدس و فروتن است؛ زمینی که نماد عشق است و با فروتنی و از خود گذشتگی، آغوش خود را برای همه گسترانیده و بی‌چشم‌داشت یاریگرِ انسان‌هاست؛ در حالی که زیر پای ما کوبیده می‌شود و رویه‌اش را با زباله‌ها آلوده کرده‌ایم و با مواد شیمیایی‌ بدان آسیب می‌زنیم، باز مهربانانه هر آنچه نیاز داشته باشیم به ما می‌دهد. و شاید از این‌روست که در فرهنگ ما زمین را با مادر (زن) یک‌سان گرفته‌اند که مظهر مهرِ انسانی است. نیاکان ما در جشن اسفندگان با دادن هدیه به بانوان و دوشیزگان، و معاف کردن آن‌ها از هر کاری، مهر و عشق خود را به ایشان ابراز می‌داشتند تا شاید ذره‌ای در جبران محبت‌های آنان کوشیده باشند. ما می‌توانیم این جشن را به‌عنوان بزرگ‌داشتی برای دوشیزگان و بانوان‌مان زنده سازیم. شایسته‌ی اشاره است واژه‌ی بانو که در فرهنگ ایرانی برای زنان به‌کار می‌رود به معنای «نور و فروغ خانه» است و دوشیزه نیز به معنای «دختر کوچک» یا «دوست‌داشتنی کوچک» است که برای دختران همسرنگرفته به کار می‌رود.

۴٫ انجمن افراز، به عنوان عضوی کوچک از بدنه‌ی بزرگ سازمان‌های مردم‌نهاد، در راه گسترش این فرهنگ غنی، حاضر به هرگونه همکاری با نهادهای مرتبط است.

شورای مرکزی و شورای عالی انجمن فرهنگی ایران‌زمین (افراز)

۲۹ بهمن ۱۳۸۹